سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
مقدمه 19
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
خواستگارى كرد و او چارهاى جز پذيرفتن ، نداشت . پس از ازدواج ، يوسف - كه پيش از اين ، ذكر او رفت - از وى به دنيا آمد و جدّش او را به تحصيل علم واداشت و به او علم فقه آموخت . وى در وعظ و خطابه ، سرآمد زمان خود شد به نحوى كه دل مشتاقان را به خود جذب كرد و چشمها براى شنيدن سخنش اشك شوق مىريختند . در اين راه بر معاصران و بسيارى از پيشينيان ، تقدّم جست . همنشينىاش باعث شادى دلها و روشنايى چشمها مىشد . فرهيختگان ، پادشاهان ، فرمانروايان و وزيران به حضورش مىرسيدند . مجلس او هيچگاه از تائبان خالى نبود و در بسيارى از مجالس او كافران اهل ذمّه مىآمدند و اسلام مىآوردند . مردم از شب ، در مسجد دمشق به سر مىبردند تا فردا در مجلس وعظ او شركت كنند و براى گرفتن جا ، بر يكديگر پيشى مىگرفتند . وى پيرو مذهب حنبلى بود ولى پس از نشستهاى مكرّرى كه با ملك معظم ، عيسى داشت مجذوب او شد و به مذهب ابو حنيفه گرويد ملك معظم در مذهب ، بسيار غلوّ داشت . » ( 1 ) يكى ديگر از نويسندگان شرح حال وى - ابو محمد محى الدّين عبد القادر بن ابى الوفاى قرشى حنفى مصرى - در كتاب « الجواهر المضيّة فى طبقات الحنفيّة » ( ج 2 ص 230 ) مىگويد : « وى از جدّ خويش در بغداد ، روايت نقل كرده و از ابو الفرج بن كليب و ابو حفص بن طبرزد استماع روايت كرده و در موصل و دمشق نيز حديث آموخته و هم در آنجا و در مصر نقل حديث كرده است و مورد قبول پادشاهان ، فرمانروايان ، دانشمندان و تودهء مردم در وعظ و خطابه و ديگر جهات بوده است . در « مرآت الزّمان » راجع به او مىگويد : « شيخ موفق الدّين بن قدامهء حنبلى در مجلس وعظ او حضور مىيافت » وى را آثارى است از جمله شرح جامع كبير و ايثار الانصاف . او در شب سه شنبه بيست و يكم ذيحجّهء سال 654 ه . در جبل قاسيون از دنيا رفت و ملك ناصر صلاح الدّين يوسف بن محمد پسر ملك طاهر غازى بن يوسف بن ايّوب در مسجد جامع جبل قاسيون بر جنازهء او نماز گزارد . » ( 2 ) ذهبى نيز در كتاب « ميزان الاعتدال » ( ج 3 ص 333 ) از او ياد كرده ، مىگويد : « وى از جدّش و گروهى از محدّثان ، نقل روايت كرده و كتاب مرآة الزّمان را تأليف نموده است و ملاحظه مىكنيد كه داستانهاى ناروايى را در آن نقل مىكند و من او را در آنچه نقل مىكند موثّق نمىبينم بلكه او كم و زياد مىكند وانگهى اظهار تشيّع مىنمايد و تأليفى نيز در اين باره دارد « 1 » . از خداوند عافيت را خواهانيم ! » سپس مىافزايد :
--> ( 1 ) اين روش ديرين ذهبى منحرف از طريق اهل بيت ( ع ) در انتقاد از كسى است كه بوى محبّت اهل بيت ( ع ) را از او استشمام مىكند ؛ اهل بيتى كه خداوند پليدى را از ايشان بر طرف كرده و پاك و پاكيزهشان داشته است . شايد منظور وى از اين كه مىگويد : « و تأليفى در اين باره دارد » اشاره دارد به كتاب ارزشمند « مرآة الزّمان فى تاريخ الاعيان » ، اثر ديگرى از مؤلّف كتاب حاضر . م .